دم همه ی بچه های کلاس ما گرم
همکلاسی ها
شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
خوش به حال آسمون که هروقت دلش میگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و ...اینقد می باره تا آبی بشه ... آفتابی شه!!... کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی بشی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده ... انگار نه انگار که غمی بوده ... همه چیزفراموشت بشه !!! ....
(((کـــاش مــی شـــد)))




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
میگن سه موقع دعا برآورده میشه:
یکی وقت غروب
یکی زیر بارون
یکیم وقتی دلی میشکنه
من وقت غروب زیربارون با دلی شکسته دعاکردم.
خدایاهیچ دلی نشکنه...




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
Photo




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
خدای خوبم...!!خطا از من است...!!می دانم...!!از من که سالهاست گفته ام...!!*ایاک نعبد*...!!اما به دیگران هم دلسپرده ام...!!از من که سالهاست گفته ام...!!* ایاک نستعین*...!!اما به دیگران هم تکیه کرده ام...!!اما رهایم نکن...!!بیش از همیشه دلتنگم...!!به اندازه ی تمام روزهای نبودنم...!!



نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
Photo: ‎▂▃▅▇█▓▒ دل خوش سیری چند ؟▒▓█▇▅▃▂‎




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان می خندیم

چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ می کنیم

و چه ارزان به اخمی می فروشیم لذت با هم بودن را

چه زود دیر می شود و .....
نمی دانیم که فردا می آید و ...
شاید ما نباشیم....




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
خستگی ؛
همیشه به کوه کندن نیست
خستگی گاهی همین آخرین جرعه های امید است
وقتی لیوان تا به لبت می رسد
از دستت می افتد
خورد و خاکشیر می شود
و تو
می نشینی بر کف آشپزخانه

و بغض های هزار ساله ات را می شکنی .. زآر زآر . . .




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
انگار جمعه بدنیا آمده ام !
دل به هر چه میبندم تعطیل ست . . .

Photo: ‎انگار جمعه بدنیا آمده ام ! 
دل به هر چه میبندم تعطیل ست . . .

Goli...‎




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش ....

Photo: ‎خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش ....

Goli...‎




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
در میان مردمی كه می دوند برای "زنده بودن"
آرام قدم بردار برای " زندگی كردن"..
به كسی اعتماد كن كه بتواند سه چیز در تورا تشخیص دهد:
اندوه پنهان شده در لبخندت را
عشق پنهان شده در عصبانیتت را
و معنای حقیقی در سكوتت را..




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran

آدما از ادما زود سیر میشن
آدما از عشق هم دلگیر میشن
آدما رو عشقشون پا مزارن
آدما ادمو تنها میزارن...




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
خیلی حس قشنگیه
وقتی یکی رو داشته باشی
که همیشه حواسش بهت باشه،
به یادت باشه، نگرانت بشه
و دوست داشته باشه..




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
به خانه می‌رفت
با کیف
و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟
مادرش پرسید
دعوا کردی باز؟
پدرش گفت
و برادرش کیفش را زیر و رو می‌کرد
به دنبال آن‌چیز
که در دل پنهان کرده بود
تنها مادربزرگش دید
گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه‌اش
و خندیده بود...




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : Baran
به خانه می‌رفت
با کیف
و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟
مادرش پرسید
دعوا کردی باز؟
پدرش گفت
و برادرش کیفش را زیر و رو می‌کرد
به دنبال آن‌چیز
که در دل پنهان کرده بود
تنها مادربزرگش دید
گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه‌اش
و خندیده بود...




نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : dokhtare tanha

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد...

 

 

میخواهی کودک باشی...

 

 

کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد...

 

 

و آسوده اشک می ریزد...

 

 

بزرگ که باشی...

 

 

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...


سکوت ...

 

 



همیشه نشانه رضایت نیست !

 



شاید کسی دارد

 



خفه می شود


 


پشت سنگینی یک بغض...

 

 

 

 





نوع مطلب : ادبیات و زبان فارسی(شعر،داستان،دل نوشته،نمونه سوال و..)، سرگرمی(اس ام اس،معما بازی ،دانلود،معرفی سایت)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستان عزیز این وبلاگ وب گروهی کار بچه های یه کلاس از مدرسه تیزهوشان فرزانگان بود! حالا دیگه کنکورو دادیم و همه دور افتادن ازهم! من, باران, بازم اومدم که بنویسم! امیدوارم با نظرای خوبتون همراهی کنید!

مدیر وبلاگ : me
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد موسیقی برای وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو